سوسیالیسم
کمونیسم, علم شرایط رهایی پرولتاریاست
اجرای عمل آزادسازی جهان, رسالت تاریخی پرولتاریاست
|
استعمار در آسیا
|
سرمایه جلد اول
|
قانون عام انباشت سرمایه داری
|
|
|
|
سرمایه جلد دوم
|
روند تولید بی واسطه سرمایه, عبارت از روند کار و ارزش افزائی آن است. یعنی روندی که نتیجه آن محصول -کالا و انگیزه تعیین کننده اش تولید اضافه ارزش است |
|
سرمایه جلد سوم
|
در کتاب اول پدیده هایی مورد بررسی قرار گرفت که روند تولید سرمایه داری را بخودی خود و بمثابه روند تولید بلاواسطه, عرضه میدارند. در آن بررسی از تاثیرات کلیه عوامل فرعی ای که نسبت به این روند بیگانه هستند چشم پوشی شد. ولی این روند تولید بلاواسطه, جریان زندگی سرمایه را تماما در بر نمیگیرد. جریان زندگی سرمایه در جهان واقعی بوسیله روند دوران, که موضوع بررسیهای کتاب دوم بود, تکمیل میگردد. در بخش سوم کتاب دوم, بویژه آنجا که روند دوران بمثابه واسط روند بازتولید اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. این نکته نمایان گردید که روند تولید سرمایه داری چنانچه در مجموع خود ملحوظ گردد, عبارت از وحدت روند تولید و روند دوران است |
آنچه در این کتاب سوم مطرح میشود نمیتواند مبین اندیشه های کلی در باره وحدت مزبور باشد. سخن بویژه بر سر آن است که اشکال مشخصی جستجو شوند و توصیف گردند که از روند حرکت سرمایه بمثابه یک هماد ناشی میگردند.سرمایه ها در حرکت وافعی خود با چنین اشکال مشخصی در برابر هم قرار میگیرند,بنحوی که برای آنها سیمای سرمایه در روند بلاواسطه تولید و نیز چهره آن در روند دوران, فقط بمنزله مراحل ویژه ای از آن اشکال نمودار میگردند |
|
گروندریسه جلد اول
مبانی نقد اقتصاد سیاسی
|
برای تحلیل چگونگی گسترش مفهوم سرمایه نباید از کار شروع کرد, باید از ارزش, یا دقیق تر بگویم از ارزش مبادله گسترش یافته در جریان گردش شروع کرد |
|
گروندریسه جلد دوم
مبانی نقد اقتصاد سیاسی
|
در آغاز هنگامی که تحول ارزش و تبدیل آن به سرمایه را بررسی میکردیم, فرایند کار هم بسادگی در چارچوب سرمایه قرار میگرفت. و سرمایه به لحاظ شرایط فیزیکی و حضور مادی اش به عنوان کلیت شرایط این قرآیند به نظر میرسید و به همین سبب بصورت اجزا کیفا متفاوتی در می آمد که عبارت بودند از : مصالح کار(بجای ماده خام بهتر است از این اصطلاح درست استفاده کنیم), ابزار کار و کار زنده |
از یک سو سرمایه به تناسب ترکیب مادی اش به این سه عنصر تقسیم میشد, از سوی دیگر فرآیند کار ( یا ادغام این سه عنصر در درون فرآیند) در حکم وحدت متحرک آنها و فرآورده حاصل یگانگی ایستای آنها بود |
|
مانیفست حزب کمونیست
|
کمونیستها حزب خاصی نیستند که در برابر دیگر احزاب کارگری قرار گرفته باشند. آنها هیچگونه منافعی, که از منافع کلیه پرولتاریا جدا باشد, ندارند |
آنها اصول ویژه ای را بمیان نمی آورند که بخواهند جنبش پرولتاریا را در چارچوب آن اصول بگنجانند. فرق کمونیستها با دیگر احزاب پرولتاریا تنها در این است که از طرفی, کمونیستها در مبارزات پرولتاریای ملل گوناگون, مصالح مشترک همه پرولتاریا را صرف نظر از منافع ملیشان, در مد نظر قرار میدهند. و از آن دفاع مینمایند, و از طرف دیگر مراحل گوناگونی که مبارزه پرولتاریا و بورژوازی طی میکند, آنان همیشه نمایندگان مصالح و منافع تمام جنبش هستند. بدین مناسبت کمونیستها عملا, با عزمترین بخش احزاب کارگری همه کشورها و همیشه محرک جنبش به پیشند, و اما از لحاظ تئوری, مزیت کمونیستها نسبت به بقیه توده پرولتاریا در این است که آنان به شرایط و جریان و نتایج کلی جنبش پرولتری پی برده اند |
|
کار بیگانه شده
|
بیگانگی کارگر از محصول خود در قوانین اقتصاد سیاسی به این شکل بیان میگردد, هرچه کار گر بیشتر تولید میکند, باید کمتر مصرف کند, هر قدر ارزش بیشتری تولید میکند, خود بی بهاتر و بی ارزش تر میگردد, هر چه محصولاتش بهتر پرورانده شده باشد, خود کژدیسه تر میگردد, هر چه محصولاتش متمدن تر, خود وحشی تر, هرچه کار قدرتمند تر, خود ناتوان تر, هر چه کار هوشمندانه تر, خود کودن تر و بیشتر برده طبیعت(..دست نوشته های کارل مارکس ........................ادامه
|
اتحادیه کمونیستها
مارکس و انگلس و جنبش کارگری
۱۸۴۸-۱۸۵۳
|
|
|
هستی اجتماعی انسان, شعور اجتماعی او را تعیین میکند
|
|