سوسیالیسم
کمونیسم, علم شرایط رهایی پرولتاریاست
اجرای عمل آزادسازی جهان, رسالت تاریخی پرولتاریاست



استعمار در آسیا

در بارۀ مسلۀ یهود

مذهب، دولت، آزادی
برای ما،
مسئلۀ رابطۀ رهایی سیاسی با مذهب،
تبدیل میشود به
مسئلۀ رابطۀ رهایی سیاسی با رهایی انسان

کارل مارکس


خانوادۀ مقدس

تا به حال علم اقتصاد از ثروت،که حرکت مالکیت خصوصی به طور فرضی برای ملل بوجود می آورد، شروع و به ملاحظاتی، که توجیهی برای مالکیت خصوصی هستند ختم میگردید. پرودن از جهت مخالف ( که علم اقتصاد سفسطه جویانه لاپوشانی میکند ،)آغاز و به ملاحظاتی که نافی مالکیت است، ختم میکند. طبعاً، نخستین انتقاد از مالکیت خصوصی از واقعیتی آغاز میشود که در آن ماهیت متناقض به شکلی ظاهر میشود که قابل درک ترین و بارزترین شکل است و صادقانه ترین خشم انسان را از واقعیت فقر و بینوایی، بر می انگیزد. ...................... ادامه .....................ص ٦٢

سرمایه جلد اول

قانون عام انباشت سرمایه داری

سرمایه جلد دوم

روند تولید بی واسطه سرمایه, عبارت از روند کار و ارزش افزائی آن است. یعنی روندی که نتیجه آن محصول -کالا و انگیزه تعیین کننده اش تولید اضافه ارزش است

سرمایه جلد سوم

در کتاب اول پدیده هایی مورد بررسی قرار گرفت که روند تولید سرمایه داری را بخودی خود و بمثابه روند تولید بلاواسطه, عرضه میدارند. در آن بررسی از تاثیرات کلیه عوامل فرعی ای که نسبت به این روند بیگانه هستند چشم پوشی شد. ولی این روند تولید بلاواسطه, جریان زندگی سرمایه را تماما در بر نمیگیرد. جریان زندگی سرمایه در جهان واقعی بوسیله روند دوران, که موضوع بررسیهای کتاب دوم بود, تکمیل میگردد. در بخش سوم کتاب دوم, بویژه آنجا که روند دوران بمثابه واسط روند بازتولید اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. این نکته نمایان گردید که روند تولید سرمایه داری چنانچه در مجموع خود ملحوظ گردد, عبارت از وحدت روند تولید و روند دوران است
آنچه در این کتاب سوم مطرح میشود نمیتواند مبین اندیشه های کلی در باره وحدت مزبور باشد. سخن بویژه بر سر آن است که اشکال مشخصی جستجو شوند و توصیف گردند که از روند حرکت سرمایه بمثابه یک هماد ناشی میگردند.سرمایه ها در حرکت وافعی خود با چنین اشکال مشخصی در برابر هم قرار میگیرند,بنحوی که برای آنها سیمای سرمایه در روند بلاواسطه تولید و نیز چهره آن در روند دوران, فقط بمنزله مراحل ویژه ای از آن اشکال نمودار میگردند

گروندریسه جلد اول
مبانی نقد اقتصاد سیاسی

برای تحلیل چگونگی گسترش مفهوم سرمایه نباید از کار شروع کرد, باید از ارزش, یا دقیق تر بگویم از ارزش مبادله گسترش یافته در جریان گردش شروع کرد

گروندریسه جلد دوم
مبانی نقد اقتصاد سیاسی

در آغاز هنگامی که تحول ارزش و تبدیل آن به سرمایه را بررسی میکردیم, فرایند کار هم بسادگی در چارچوب سرمایه قرار میگرفت. و سرمایه به لحاظ شرایط فیزیکی و حضور مادی اش به عنوان کلیت شرایط این قرآیند به نظر میرسید و به همین سبب بصورت اجزا کیفا متفاوتی در می آمد که عبارت بودند از : مصالح کار(بجای ماده خام بهتر است از این اصطلاح درست استفاده کنیم), ابزار کار و کار زنده
از یک سو سرمایه به تناسب ترکیب مادی اش به این سه عنصر تقسیم میشد, از سوی دیگر فرآیند کار ( یا ادغام این سه عنصر در درون فرآیند) در حکم وحدت متحرک آنها و فرآورده حاصل یگانگی ایستای آنها بود

مانیفست حزب کمونیست

کمونیستها حزب خاصی نیستند که در برابر دیگر احزاب کارگری قرار گرفته باشند. آنها هیچگونه منافعی, که از منافع کلیه پرولتاریا جدا باشد, ندارند
آنها اصول ویژه ای را بمیان نمی آورند که بخواهند جنبش پرولتاریا را در چارچوب آن اصول بگنجانند. فرق کمونیستها با دیگر احزاب پرولتاریا تنها در این است که از طرفی, کمونیستها در مبارزات پرولتاریای ملل گوناگون, مصالح مشترک همه پرولتاریا را صرف نظر از منافع ملیشان, در مد نظر قرار میدهند. و از آن دفاع مینمایند, و از طرف دیگر مراحل گوناگونی که مبارزه پرولتاریا و بورژوازی طی میکند, آنان همیشه نمایندگان مصالح و منافع تمام جنبش هستند. بدین مناسبت کمونیستها عملا, با عزمترین بخش احزاب کارگری همه کشورها و همیشه محرک جنبش به پیشند, و اما از لحاظ تئوری, مزیت کمونیستها نسبت به بقیه توده پرولتاریا در این است که آنان به شرایط و جریان و نتایج کلی جنبش پرولتری پی برده اند

کار بیگانه شده

بیگانگی کارگر از محصول خود در قوانین اقتصاد سیاسی به این شکل بیان میگردد, هرچه کار گر بیشتر تولید میکند, باید کمتر مصرف کند, هر قدر ارزش بیشتری تولید میکند, خود بی بهاتر و بی ارزش تر میگردد, هر چه محصولاتش بهتر پرورانده شده باشد, خود کژدیسه تر میگردد, هر چه محصولاتش متمدن تر, خود وحشی تر, هرچه کار قدرتمند تر, خود ناتوان تر, هر چه کار هوشمندانه تر, خود کودن تر و بیشتر برده طبیعت(..دست نوشته های کارل مارکس ........................ادامه

اتحادیه کمونیستها
مارکس و انگلس و جنبش کارگری
۱۸۴۸-
۱۸۵۳

با محکومیت کمونیستهای کلن در سال ۱۸۵۲ اولین مرحله جنبش مستقل کارگری آلمان پایان یافت.این مرحله امروز تقریبا به دست فراموشی سپرده است. مع الوصف از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۲ ادامه داشت و همراه با پخش شدن کارگران آلمانی در حارج این جنبش تقریبا در تمام کشورهای متمدن توسعه یافت. نه تنها این, بلکه جنبش کنونی بین المللی کارگری در محتوا, ادامه مستقیم جنبش کارگری آن زمان آلمان است که اصولا نخستین جنبش بین المللی کارگری بود و بسیاری از عناصری که بعد ها در (سازمان بین المللی کارگری) رهبری را به دست گرفتند, از این جنبش بیرون آمد........................ادامه

 

هستی اجتماعی انسان, شعور اجتماعی او را تعیین میکند

انسان طی تولید اجتماعی خود بطور قطع پای در مناسبات معینی میگذارد که مستقل از اراده آنهاست. یعنی مناسبات تولیدی متناسب با مرحله معینی از رشد نیروهای تولیدی مادی خود. کل این مناسبات تولیدی تشکیل ساخت اقتصادی جامعه یعنی شالوده واقعی آن را میدهد که بر پایه آن روبنای حقوقی و سیاسی جامعه برپا میگردد و اشکال معین شعور اجتماعی در رابطه با آن قرار میگیرد. شیوه تولید زندگی مادی تعیین کننده شرایط روند عام زندگی اجتماع, سیاسی, و فکری است. شعور انسانها وجود آنان را تعیین نکرده بلکه وجود اجتماعیشان شعور آنان را تعیین میکند.......( مارکس نقد اقتصاد سیاسی) ....ادامه

کمونیستهای انقلابی

http://www.k-en.com

  info@k-en.com


صفحه اول
Aab va hava